تبليغاتX
از آسمان شرق
گفت که با بال و پری... من پر و بالت ندهم



آدمهای دست خورده ی دست دوم
 

چقدر از آدمهای دست دوم بدم میاد..

به خدا ما به فرمان خدا محکوم به زندگی در این دنیاییم..

وقتی فشار زندگی رو روی شونه هام بیشتر حس می کنم عمیق تر درک می کنم که:

چقدر از آدمهای دور و برم از نوع دست دومن...

چقدر از اون آدمهایی که شب و روز بهشون احترام می گذارم.

آدمهایی که نگرانشون می شم.. آدمهایی که براشون غصه می خورم و خودشون نمی فهمن...

گاهی ازشون بدم میاد.. و گاهی می پرستمشون.

ادعای پاکی نمی کنم اما انگار مثل دکتر مودت(!) دارم حس می کنم که چطور از وجود آدمها و از گوشه گوشه ی این دنیا کثافت می ریزه.

آخه چرا ما آدمها انقدر مسخره ایم؟...

چرا...

چرا محکوم به پذیرفتنیم؟

محکوم به دوست داشتن اون چیزهایی که دوست داشتنی نیستن.

و محکوم به ...


                               

دوست داشتن حرام...

عشق ممنوع

 


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت 18:15 توسط مریم |